رگبار بهاری

من وبلاگ نویس نیستم.. فقط یه تنبلم که ترجیح داده یه دفتر مجازی برای پرسه های مجازیش داشته باشه..

رگبار بهاری

من وبلاگ نویس نیستم.. فقط یه تنبلم که ترجیح داده یه دفتر مجازی برای پرسه های مجازیش داشته باشه..

گاهی...


آری بهار همین است


گاهی باران

کمانچه‌ی رنگین‌اش را بر‌می‌دارد

برای آفتاب می‌زند

و آفتاب

دامن‌اش را جمع می‌کند

با زانوان لخت‌اش

به رقص می‌آید

 

گاهی درخت چنان سبز می‌شود

که تو بی‌خود از خود پرواز می‌کنی

گاهی اما

            چنان آشفته

که تو چون برگی می‌چرخی و

فرومی‌افتی

  

گاهی فاخته سراغ از چیزی می‌گیرد

که هرگز نبوده

                   هرگز نخواهد بود

گاهی اما

زیر تاقیِ ایمن ایوانی

با سکوت‌اش چنان از چیزی نگهبانی می‌کند

که انگار

همه

همان بوده‌است

 

گاهی ستاره‌ای

                  از دور

به چشمکی

              برایت

شادی کوچکی می‌فرستد و

                               گاه

ماه

می‌گیرد

  

گاهی انگار در نسیمی

هرچه از دست می‌رود

گاهی انگار در سایه‌ای

هرچه‌ای می‌ماند

بر تکه‌ی خرد زمینی

 

گاهی ...

            آری  بهار همین است

که می‌بینی

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد